خرید بک لینک
لبخند می زنی و شعرهایم را می ستایی. مانند مادری که دارد ناز فرزندی را می کشد که سالهای سال منتظرش بوده است. آری تو منتظر شعرهای من بوده ای این چند سالی که مرا نمی شناختی و من نیز منتظر تو بوده ام تا ب

برچسب: نویسنده: ایلیا نصیری تاريخ: شنبه 24 اسفند 1398 ساعت: 14:26

می نشینم و در انتظار زنگ تلفنش بی اراده دستهایم را به هم می بافم. این بی قراری ناشی از اضطرابی است که نمی دانی طرف مقابلت چه خواهد گفت. با خودم دارم نقش بازی می کنم: تلفن زنگ می زند. سراسیمه گوشی را ب

برچسب: نویسنده: ایلیا نصیری تاريخ: شنبه 24 اسفند 1398 ساعت: 14:26

صفحه بندی